user
  • 1 سال پیش

  • 43

  • 03:25

شبح

خط روایت
3
توضیحات

...

داشت خیالم راحت می شد که سایه دراز سیاه از اتاق بیرون آمد و باز رفت سمت هال. آب دهانم را قورت دادم. کمی سرم را بلند کردم چیزی ندیدم. جرئت پیدا کردم و نشستم. با خودم گفتم مرگ یکبار شیون هم یکبار.


به قلم و خوانش مریم جلالی


با صدای
دسته بندی‌ها
داستان های نمایشی
اسلام
روابط اجتماعی

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads