user
  • 1 سال پیش

  • 8

  • 14:06

روزنه

خط روایت
0
توضیحات

...

فروغ خانم عین خیالش نبود!همان موقع وقتی اعتراض و تعجب مامان را دید ،فقط تکانی به هیکلش داد که ناله‌ی مبل درآمد و گفت:« اشرف جون باباشم بهش میگه! ولی نامزدش میگه کاریش نداشته باشید. من دوس دارم!» من هم اگر جای او بودم، دوست داشتم...


به قلم و خوانش راضیه بابایی


با صدای
دسته بندی‌ها
داستان های نمایشی
اسلام
روابط اجتماعی

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
قرآن_چراغ_دلها
shenoto-ads
shenoto-ads