user
  • 1 سال پیش

  • 12

  • 02:33

ذکر لبهای مادربزرگ

خط روایت
0
توضیحات

یکی دنبال سربندش میگشت، یکی پرچمشو میخواست و یکی دنبال چفیه‌اش بود و یکی دیگه هم مدام ندای دیر شد، تو ترافیک گیر میکنیمش زنگ هشدارمون بود...


به روایت آسبه عباسیان


با صدای
آسیه عباسیان
دسته بندی‌ها
داستان های نمایشی
اسلام
روابط اجتماعی

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
خط_خیبر
خط_روایت
shenoto-ads
shenoto-ads