user
  • 1 سال پیش

  • 38

  • 04:14

آغوش امن نور

خط روایت
2
توضیحات

اولش کمی لثه هایش را روی هم می‌فشرد، بدنش را سفت میگرفت و چشم هایش به نشان ترس گرد می‌شد اما دفعه بعد که قدش به سقف رسید چشم هایش تمثیل نابی از خوشحالی بود ...


به روایت ریحانه آنالویی


با صدای
ریحانه آنالویی
دسته بندی‌ها
داستان های نمایشی
اسلام
روابط اجتماعی

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
خط_خیبر
خط_روایت
shenoto-ads
shenoto-ads